تبليغاتX
هیس ... !

هیس ... !

خدایا شیخ ابوالحسنی بایدمان. در چنته ات داری؟




هرکس بدین سرای درآمد نانش دهید و از ایمانش مپرسید
که هر کس در سرای دوست به جان ارزد البت در سرای ابوالحسن به نان ارزد.

بار و بنه ام را جمع می کنم. دهکده ی دلم ابری است و حالم عجیب تمنای وصال پیر خرقان دارد.
آن سنی روشن دلی که نه سایتی هک می کرد و نه کسی را نجس می دانست.
او که با اشک چشم می فرمود:
اگر در اقصای دور خاری پای کسی خلد البت بر دل ابولحسن زده باشد. و من مقصر باشم.
دلم هوای اهل سنت دارد اما سنی های بسطام
آنان که در سایه سار گنبد سبز فرزند امام شیعیان به زیارت سلطان العارفین می آیند. اشک می ریزند و با هم برادرانه نماز می خوانیم.
نه سایتی هک می کنیم. نه کسی را مجوس می دانیم.




+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 16:14  توسط داوود   | 

عجب حلالیت طلبیه این وسط ماه رمضونیه!



احمد جنتی که حلالیت طلبید و رفت نشست بست واسه ایام قدر
احمد توکلی هم که زد خوار و مار موسویان رو مسواک زد آخرش حلالیت طلبید رفت.
عجیب این بساط حلالیت طلبی منو یاد یه داستان می اندازه.

.............


می گن یه سربازی انقدر خنگ و چلوفت بوده که تو پادگان همه دستش می انداختن. مسخره اش می کردن بند کفشاشو گره می زدن شب تو پوتینش آب می ریختن و ...
خلاصه موقعی که خدمتش تموم شد و می خواست بره همه بغلش کردن و هرکی ازش حلالیت می طلبید.

- حلال کن دیگه... چقدر تو کفشت آب ریختیم.
- حلال کن دیگه چقدر بند کفشاتو بستیم خوردی زمین
و...
اونم هی می گفته خواهش می کنم شمام منو حلال کنید .
...
یکی شک می کنه و می گه ما تو رو ا اذیت کردیم آزار دادیم حالا باید حلالیت بطلبیم. تو آخه چرا؟

سربازه هم می گه شمام حلال کنین دیگه منم تو این دو سال هر دفعه براتون چایی آوردم توش شاشیدم !

حالا موسویان که قطعن شاشیده ولی ملت و احمد جنتی رو نمی دونم ....
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 19:30  توسط داوود   | 

مشکل جهان سوی همین است!

در کشمیر دعواست. بزن بزن. بکش بکش. چرا؟
آیا در انتخاباتی تقلب شده؟
کسی فساد مالی کرده؟
دولت وارد حریم خصوصی شهورندان شده؟
مصوبه ای نا جوانمردانه تصویب شده؟
/////
نه !
////
صرفاً سر یک تکه زمین دعواست! مسلمانان می خواهند آنجا مسجد بسازند و هندوها معبد!
امثال این آقای دو آتشه ی عربده کش نیز آتش را داغ می کنند.


----------
پ.ن:
خدا به ما جهان سومی ها عقل بده که پشت سر هرکی ایستاد و فریاد زد راه نیفتیم و هورا و هوار نکشیم.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 18:34  توسط داوود   | 

ما راست قامتان تاریخیم!

این یه عکس از سخت ترین روزهای شغلی منه ...

موقعی که برنامه ی روتینی رو تولید می کردم و بنا بود تحول های بنیادینی توش ایجاد کنیم

موقعی که سخت به جوون ها بی اعتمادی بود

حالا دیگر این مرکب آماده رو خیلی ها هوس سواری دارند و بد جور بر آنم تا افسار این شتر مست رو روی
پشتش بندازم.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:16  توسط داوود   | 

|آقا حقوق بشرم چیز نازیه ها؟

آقای احمد باطبی
در حال حقوق بشرفشاری و خواری

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 20:44  توسط داوود   | 

بیائید این بحث را داغ کنیم. ما نیازمند گفتگوئیم. وقت برای مجازات هست





اینکه ما ایرانی ها ظرفیت و تحمل یکدیگر را نداریم حرف غلطی نیست!
اینکه آن رئیس دانشگاه کلمبیا به احمدی نژاد گفت در درونت دیکتاتور حقیری وجود دارد حرف بیراهی نزده و من شخصاً همانموقع نگاهی به درون خودم و سپس از فردایش به همه ی مردم انداختم!
:
چرا در درون همه ی ما دیکتاتوری حقیر وجود دارد؟

چرا با هر نظری مخالف خودمان به بیشترین ستیزه بر می خیزیم!

چرا وقتی ماه رمضان می رسد همه ی کشور های اسلامی جنس ارزان می شود و ایران گران؟

چرا تا دولت نظارتش را کم می کند ما به خودمان به عنوان ملت فشار جانکاه وارد می کنیم؟

چرا انقدر از هم نفرت داریم اما لاف کشور بزرگ و یکدست می زنیم؟

و چرا های دیگر ...

در این نزدیک یکسالی که عضو بالاترین بوده ام همیشه سعی کردم اگرچه خاموش و بی سر و صدا . اما این مجموعه را به عنوان نمونه ای از ایران و ایرانی ببینم.

برایم جالب بود که در این سایت نیز خبری از آن حقوق بشر همه لافش را می زنند نیست!

هر انسانی حق دارد فارغ از هر عقیده دین و...

آیا دموکراسی طلب های بالاترین دیکتاتورهایی بالقوه هستند که هنوزظرفیت بالفعل شدن نیافته اند؟

آیا ما ایرانی ها همه دیکتاتورهای کوچکی هستیم؟

آیا استبداد پذیری ما ریشه در مستبد بودن خود ما دارد؟

مثلاً این لینک یک ضد اسلام است


و این پاسخ منطقی و علمی آقای سیگار

------------------
تازه با مثبتی که من دادم منفی 2 رای. حال و روز بقیه  ی رای هاشم همینه !


بیائید قیاسی کنیم.

شاکی می شویم چرا فلان فعال سیاسی را ده سال کردنش توی زندان و پدرش را در آوردن!
من می گویم : این قدرتی بود که به تمام در اختیار آن صاحب قدرت قرار داشت.
حالا ببینیم

ما به وضعیت برخورد ها در جامعه معترضیم و هر روز لینکهایش را داغ می کنیم.
این خاصیت صاحبان قدرت را منفور می دانیم که از قدرتشان به نفع یک دست کردن جامعه بهره می برند
اما:

اگر ما قدری حتی به اندازه ی یک منفی دادن قدرت داشته باشیم آیا از این قدت می گذریم و به بحث تمامش می کنیم؟


یا یک منفی کلفت در همین بالاترین می دهیم؟
یا با آیدی سازی هایمان اقدام به ساخت یک گروه فشار می کنیم.

اگر بالاترین نمونه یک جامعه باشد شما چه می کنید؟

1- آیا برای حفظ چند رنگی و چند صدایی تا به حال از حق یک منفی خود گذشته اید؟

2 - آیا تا به حال به نظر صد در صد مخالفتان که خیلی هم عصبی کرده باشدتان نظر مثبت داده اید تا در صفحه بماند؟

3 - آیا شما سریعاً منفی می دهید تا صدای مخالفتان خفه شود؟ (یادم هست یک نفر زیر یک لینک مذهبی نوشته بود: برید گم شین آدمهای مذخبی لااقل همین یک بالاترین را برای ما لائیک بگذارید!)




+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:23  توسط داوود   | 

ماهیگیری کیهان از آب نه چندان گل آلود!

کیهان تیتر زده است:
بازتاب سخنان ولي امر مسلمين در ديدار با هيئت دولت فعالان سياسي: بيانات رهبري فصل الخطاب است


 
 
اما انتخاب این تیتر وقتی معظم له شخصاً می گوید: رهبری از همه ی دولت ها حمایت می کند و باید انتقاد باشد . حمایت به معنی تعطیلی انتقاد نیست. باعث می شود بنده فکر کنم آقای شریعتمداری بد جوری سرش در اخور فرو رفته و بد جوری دمش در دم دولت گیر کرده!
آقای شریعتمداری بهتر است بگویند کجا رهبری از تقلب های رحیمی و کردان حمایت کردند؟
رهبری حرفی کلی در باره ی دولت نهم که متشکل از وزرا استانداران و... است زدند .
اما شریعتمداری با این تیتر مغرضانه سعی در ماله کشی وضعیت کردان دارد

اگر اینطور نیست زدن این تیتر برای چیست و شریعتمداری دوست دارد حرفهای رهبری فصل الخطاب چه باشد؟
آیا آقای شریعتمداری نمی دانند در حکومت اسلامی مجلس جایگاه مهمی دارد؟




امیدوارم اقای شریعتمداری در زدن این تیتر خدا را هم در نظر گرفته باشند و سعی نکرده باشند از اقا خرج کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 16:26  توسط داوود   | 

سر ارادت ما و استان حضرت دوست

اولین کار من که دستیار اخوی بودم با ارادت به حضرت زهرا سلام الله علیها شروع شد.
وقتی در یوتیوپیک مقدارش رو دیدم کلی خاطره برام تازه شد

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 20:40  توسط داوود   | 

چرا برای لقب امام از القام ماسونی استفاده می شود؟

گسترش انديشه‌هاي اومانيستي به سمت شمال (اروپا) و پذيرفته شدن آن (در آن نواحي) در قرن 15م. با كمك و مساعدت اصلاحات پروتستانيستي صورت پذيرفت. همان‌گونه كه مشخص است اولين معمارانا اين اصلاحات مارتين لوتر، فيليپ ملانچتون(28)، جوهانس روچين(29) و جان آموس كومينسكي(30) مي‌باشند كه خود به مكتب‌هاي نهانگراي مختلفي وابسته بودند.(31) مورد توجه قرار گرفتن عنوان «معمار بزرگ كائنات» كه به همان YHWH يا خداي يهود دلالت دارد، از سوي اومانيستها، خود بيانگر تأثير و نفوذ (باورهاي) عبراني بر آن‌ها بود

و حتی کیهان هم به این موضوع پرداخته؟
ماسونها از كلمه الله به مفهوم معمار بزرگ كائنات بسيار علميتر و به عقل نزديكتر است. چون همان گونه كه در بحث جهات بديهي بيان اوصاف خداوندي ذكر شد، در درجه بيست و نهم خداوند با واژه علم مطلق كه از قدرت طبيعت و كمال حقيقت درافكار تجسم خدا، مورد قبول واقع شده است ]توصيف مي گردد[. از اين رو ثابت گرديده كه خداوندي كه همه چيز را به وجود آورده و كائنات را احاطه نموده محققاً همان انرژي است. دردرجه سي ام (شواليه كادوش) قبل از ارائه تعاليم اين درجه به داوطلب با وي اتمام حجت مي شود كه ممكن است



عنوان معمار بزرگ یک عنوان ماسونی است.
دیروز اتفاقی شنیدم وزیر ارشاد دائماً از این لفظ برای حضرت امام بهره می برد! و اینهم یک نمونه اش (+)
وی چه قصدی دارد؟
آیا نمی داند و از عمق به کار گیری این جمله نا آگاه است؟ پس چگونه چنین نادانی وزیر فرهنگسازی کشور است؟

اصلاً کجای سلوک پیامبر گونه ی حضرت امام شباهتی به سیر و سلوک " جرج واشنگتن " دارد؟
آیا وزیر محترم می دانند ماسون ها واشنگتن را معمار بزرگ آمریکا می دانند؟
...


+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 5:44  توسط داوود   |