مدتها پیش مطلبی نوشتم و آنرا
دادم به مهدی و گفتم به اسم خودش بدهد
و چون رسانه ای نداشتیم گفتم بدهد کیهان برای چاپ . مطلب روراستی است. یعنی اگر کسی بخواهد مطلبی را از نظرگاه جبهه ای
خاصی مطرح کند می شود همین مطلب.
حرف من کاملاً مشخص است. می
گویم اگر وضعیت آنموقع کریمی ها و گلشیفته ها بد است! خب چرا از جیب بیت المال
برایشان هزینه می کنید مطرح که شدند توی سرتان می زنید؟ بروید وضعیتتان را با
خودتان مشخص کنید.
اینکه خود من دیدگاهم چیست
مقوله ی دیگری است. اما ایا حرف به خودی خود مسخره است؟
من می گویم چرا نظام جمهوری
اسلامی تنها نظامی است که مبالغ کلان صرف
چهره ساختن مخالف خود می کند؟
از خرد تا کلان مثلاً:
شریفی نیا و خاندان فراهانی ها
و تا همین حسین زمان را چه کسی چهره کرد؟ نان کجا را خوردند؟ حالا چه می کنند؟
بحث مشی درست و اصول درست و
غلط نظام و بر حق و ناحق بودنش نیست. می گویم چرا اینطور یک بام و دو هوا بر خورد
می کند؟
اما
بازخوردش برایم جالب بود. لیلی نیکو نظر نوشته:
مهدی ساربان //
June 16, 2007 @ 01:14 AM
خانم ني کونظر... خوشحالم که
اينروزها کيهان آب به لانه ي مورچگان مي ريزد و همپالکي هايتان نيز بر آشفته اند و
دست و پا مي زنند.اما اگر کمي از برج عاج خود بيني تان کم کنيد.احتمالاً نگارنده ي
اين مقاله.احتمالاً نگارنده ي اين مقاله.بسيار پيش از شما آنرا با سردبيري کيهان
مطرح ساخته و منتظر تائيد بوده و احتمالاً اندازه ي سن شما کار فرهنگي توليد کرده.
به هر تقدیر از اینکه بنده را دزد خطاب کردید ... از دست پرودگان عمو زداه و خوشخو
ضابطیان به از این انتظار نیست! البته زمانه دیگر شده . وقتی پای منصور ضابطیان به
بسیج سازمان صدا و سیما باز می شود! قطعاً سابقه ی هنری نیکونظر نیز از مهدی
ساربان بیش می گردد. موفق باشید
لیلی : ای وای یه کیهانی این
جا رو می خوانه . باید دست و پامو جمع کنم گیر شریعتمداری و سایر همپالکی هاتون نیفتم
نه ؟! واقعا شما اسم اون کاری که تو کیهان انجام میدید کار فرهنگی میگذارید ؟ وای
واقعا عجب جوکی بود این حرفی که زدید :)) همین که این جا رو می خونید و سریع واکنش
نشون میدید نشون دهنده ادعای من و دوستامه . منم دست پرورده کسی نیستم . اما راجع
به این که شما و امثال شما دست پرورده چه جریان و چه کسانی هستید , به اندازه تاریخ
می شه حرف زد . من برای شما آرزوی موفقیت نمی کنم . موفقیت شما عین مرگ می مونه
.
جالبه که لیلی دوست همسر منهم ظاهراً هست .
خوشحال می شدم بدونم آیا واقعاً درباره ی من چنین نظری می شود داد؟ من نمی گویم
کیهان کار فرهنگی می کند اما آن خود باختگی و ذوق زدگی نوشته های شرق و شهروند هم
قطعاً کار فرهنگی نیست. کار فرهنگی می خواهید بروید مجله ی راه تا ببینید چه
کولاکی راه انداخته اند. بروید سوره ی تحریریه چهار را بخوانید ببینید چقدر ایده
دارد. آیا سوره با هفت قابل قیاس است؟ اگر به لیلی ها باشد هفت را می گویند کار
فرهنگی با مشتی ترجمه و نوشته های نخ نمای روشنفکری. نه ایده ای و نه آینده ای.
لیلی چه چیز این طرز تفکر را مرگ می داند؟
چرا آرزوی مرگ می کند؟ این نوشته به کجای قبایش گرفته است؟
راستی به اندازه ی تاریخ در باره ی اینکه من یا نوشته ی من یا همین مهدی
بیچاره دست پرورده ی کدوم جریانیم می شه حرف زد؟ اصلاً لیلی می داند تاریخ یعنی
چه؟ یا همه ی تاریخش به عطف کافه نادری گره خورده؟
نمی خواهم لیلی را شماتت کنم اما تا کی
روشنفکر ها می خواهند با فحاشی و فرا فکنی و عصبانیت برخورد کنند؟
چرا حرف زدن انقدر سخت است و باید فحش داد؟ یعنی چه موفقیت شما مرگ است؟
نظر من هنوز هم کم و بیش همین
نوشته است. اما جالب است این را هم ببینید:
یاداشت روز پنج شنبه روزنامه کیهان زنگ خطر و تهدیدی جدی برای اهالی هنر بویژه سینما است . کیهان در این
یاداشت با انتقاد
شدید از شرایط موجود در سینما و حتی صدا و سیما ایران ، آنها را متهم به چهره سازی و قرار
دادن امکانات بیت المال برای تبلیغ سیاه نمایی
کرده و می گوید " آيا وقت آن نرسيده است تا از يكسو
ارشاد و از ديگر سو صداوسيما دست به يك گزينش اخلاقي و تحقيق ميداني درباره دو قشر بازيگر
و كارگردان زنند و بي
هيچ گونه تعارف و مسامحه اي افراد مسأله دار را
پاكسازي
نمايند؟ "
کیهان در جایی دیگر از این یاداشت که به قلم کسی است که
خود را از خانواده سینما می داند می گوید آیا هنگامی که بازیگران ما با لباس سرخ و موهايي پريشان قدم بر فرش قرمز مي گذارد، با
چنين الگوسازي سكولاريستي چگونه مي توانیم در اين گرماي تابستان به دختري 18ساله بگوييم محجوب باشد ؟
عجیب نیست؟ پروژه؟ این ها توهم دارند؟
من وقتی این نوشته را می نوشتم قاه قاه می خندیدم که شعور
مسئولان رسانه ای ما انقدر پائین است که این بدیهیات را هم من یک لا قبا باید
بهشان بگویم. حرف من این بود آقاجان جای گیر دادن به سر و وضع جوانک ها بروید
الگوسازیتان را درست کنید.
مار ماهی نباشید. اگر این وضع نیکی کریمی ها خوب است خب
مرد و مردانه بگوید هست
اگر بد است. خب مثل آدم از سرچشمه ببندیدش
این سیاست یک بوم و دوهوا
دیگر چیست؟
آقا من حرف عجیبی می زنم وقتی
می گویم در قم سرکار خانم بازیگر انقدر باز لباس می پوشد و تمام ماه رمضان بساط ناهار
پهن است " حق مدنی " هم که باشد . همسایه ی بدبخت حق دارد اعتراض کند؟
خب این چه وضعی است؟ یا پوشش آن خانم بازیگر و اعتقاداتش را لحاظ کنیم یا فیلم در
باره ی شهید و شهادت را!
مهوش افشار پناه در فیلم
" ذبیح" نقش همسر عبدالمطلب و مادر بزرگ پیامبر را داشت. همین آدم مدتی
که من سر پروژه بودم آشکارا به اسلام فحش می داد.
مسخره نیست؟
نمی گویم بزنند سر افشار
پناه را قطع کنند. می گویم این پارادوکس را حل کنید.
نروک را اولین نفرهایی بودم که دیدم. به اتفاق همسرم و
یکی دو دوست دیدیم. در 25 دقیقه داشت چرتمان می گرفت. همین فیلم می رود کن وselect می شود!
توضیحی وجود دارد؟ سیاه نمایی می کنم؟
متولد چه قرنی چه طور؟ کل فیلم با تکنیکی فوق العاده ضعیف فقط چون دختران تهران را مشتی ایدزی فاحشه و مردان تهرانی را نیز زنباره (به فرض بودن هم باید نشان داد؟) همین فیلم هم از بین 957 فیلم می رود جشنواره کن! ...
اینکه محمد مجد زاده بدترین
شمایل را از تهران نقش می کند و می رود جهانگردی آنهم با پول مرکز گسترش نشان قدرت
فیلمی خواب آور است؟ که حتی شعر شاملو را بازیگرش غلط می خواند؟
... مدیریت ما احمقانه است.
آقا همه چیزمان به همه چیزمان
میاید. به قول مظفر الدین شاه: بیله دیگ بیله چغندر.