تبليغاتX
هیس ... !

هیس ... !

دولت چه چیز را تکذیب می کند؟

پخش سی دی های تبلیغاتی احمدی نژاد عده ای را وا داشت تا آنرا بهانه ای برای تبلیغ کاندیدای خود و ضد تبلیغی برای کاندیدای طرف مقابل قرار دهند .


در این گیر و دار انتخباتای البته این نوع برخورد ها متاسفانه به عادت تبدیل شده و از سوی اصلاح طلب ها عمل غریبی نیست . یعنی هیچ اصلاح طلبی  داعیه صداقت راستی مردم داری عدالت بیت المال و مسایلی را که جزء اصئل لاینفک  اخلاق و انقلاب محسوب می شود ندارد و به این نیز شهره نیست. بنابر این اگر دروغی نیز در این میان گفته شود چندان بر کسی گران نخواهد آمد. اما آنچه باعث تعجب می شود انکار ها و دروغ های از سر دستپاچگی کسانی است که داعیه دولت مهر عدالت طلبی انقلابی گری  دارند. 

« عاون اداره کل اخبار داخلی ریاست جمهوری با تکذیب خبر توزیع لوح های فشرده تبلیغاتی از سوی دفتر رییس جمهوری که در روزنامه اعتماد ملی امروز منتشر شده است، این اقدامات را “بداخلاقی سیاسی” و ایجاد فضای تخریبی علیه دکتر احمدی نژاد دانست.

وی درباره انتشار شایعه توزیع لوح های فشرده تبلیغاتی از سوی معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییس جمهوری که امروز روزنامه اعتماد ملی، منتشر کرده است گفت: سی دی های توزیع شده مربوط به نخستین دور سفرهای استانی رییس جمهوری است که یک گروه مستندساز آن را ساخته است»

روی عکسی که دربالا می بینید سمت چپ پرچم ترکیه و عکس احمدی نژاد در حال سوار شدن به هواپیما دیده می شود. با توجه به وضعیت مستند سازی در کشور آیا گروهی پیدا شده اند فی سبیل الله همراه رئیس جمهور سوار هواپیمای سیاسی بشوند؟ ویزایشان چگونه تایید شده؟ اسکان و خورد و خوراک و رفت و آمدشان چه؟ 

ماجرا را شاید بتوان اینگونه هم دید:

هیات اسلامی هنرمندان که اکنون در زمین اهدایی رئیس جمهوری سکنای دائمی یافته  زمانی لنگ اجاره ی محیط خود بود  که به لطف ساختن فیلم احمدی نژاد توسط شمقدری و انتصابش به سمت مشاور ریاست جمهوری بر خلاف حرف صریح احمدی نژاد در همان فیلم تبلیغاتی که سمتی به شمقدری نخواهد  داد!

دارای جایگاه ویژه ای در دولت می شود چنانکه  سه عضو خویش : شمقدری سجاد پور و کلهر را در راس  قوه مجریه می بیند و  از این خوان پر نعمت حتی منشی جلسات هیات نیز بی بهره نمانده و به ریاست ستاد انقلاب و برج آزادی منصوب {!} می شود.

هیات از همان آغاز قرار دادی ر ا با دولت امضا می کند که  به تهیه کنندگی مهدی فیوضی سفر های استانی دولت را تصویر برداری و. مونتاژ کند که در یک نمونه حتی " حمید بهمنی " نیز کاری را کارگردانی و تدوین می کند. 

آنچه خواندید اتفاق عادیی است که می تواند در هر دولتی بیفتد و سهم خواهی هیات هنرمندان هم کار عجیبی نیست در عالم سیاست . سوال اینجاست که وقتی دم خروس تا این حد آشکارا بیرون و دیدنی است این قسم های حضرت عباسی دولت برای چیست؟ آیا واقعاً ساخت این فیلمها یک اتفاق بد بوده؟ اگر چنین است پس علی اسلام واسلام .

متاسفانه نه هیات و نه شمقدری هم تلفن را جواب نمی دهند تا ته و توی ماجرا در بیاید.  و حتی اگر باور کنیم این فیلمها انحصارا کار ریاست جمهوری نیست نمونه ی این فیلمها که در هیات تولید شده که جزو دستپخت های ریاست جمهوری هست؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:55  توسط داوود   | 

مردمانی بی ارزش برای دولت ها؟


مساله ی توجه به اتباع یک کشور در کشور دیگر و نحوه ی برخورد با آنها و حل معظلاتشان در غربت ، فارغ از های و هوی تبلیغاتی دولت ها ، نشان میزان نفوذ و قدرت دیپلماسی و بیم انگیزی نظامی آنهاست.

حال با این اوصاف وضعیت ایران معلوم است. عزاداری کردن تلویزیون ما ، دردی را نه تنها درمان نمی کند که به دیگران می فهماند: «می توان تبعه ایرانی را به راحتی کشت و آب از آب هم تکان نخورد.»

آیا تا به حال توجیه بمب های اتمی را شنیده اید: « اگر نمی کشتیم تعداد  بیشتری "آمریکایی " کشته می شد !»

بهمین سادگی مساله ی حفظ تابعین برای دولتمردان مهم می شود زیرا در صورت عدم توجه به آن توسط همین مردم از قدرت سرنگون می شوند. اما در کشوری مثل ایران اینگونه نیست و مردم هیچ مطالبه ای از حکومت و دولت ندارد. هواپیمای خبرنگاران با وجود خرابی می پرد و بیش از 150 نفر آدم را جزغاله می کند.

ایرباس ایران قربانی یک بازی نظامی می شود و 200 انسان جزغاله می شود

مردم را به راهیان نور می برند و یا روی مین می فرستند یا در حمله ی تروریستی قربانی می کنند یا از دره سقوطشان می دهند

81 انسان پاره پاره می شوند که قربانی مسافرت رفتن به عراقند برای زیارت و پاسخ همه ی اینها فقط یک جمله: اینها شهیدند !

نه کسی از دولت بازخواست می کند و نه مسئولی از کار برکنار می شود و در خوش بینانه ترین حالت سربازی را پیدا می کنند که احتمالاً شانه ای چیزی بدزداندش و مقصرش کنند!

هیچکس نخواهد پرسید:

1-     نقش دولت بی کفایت ما در اعزام زائران و حفظ امنیت آنها تا مرز چیست

2-     دولت بی کفایت چگونه تضمین امنیت و حفظ حرمت زائران را از کشور عراق و مسئولین آنها مطالبه می کند(آنها که رفته اند به خوبی به اهانت های مرزبانان و نگهبانان اشاره می کنند و نا امنی در طول مسیر)

3-     چه برگ برنده ای دارد تا بتواند دولت عراق را وادار به همکاری و حفظ کرامت مسافر تابع ایران کند؟

4-     اگر هیچیک را نمی تواند چرا مرز را باز می کند؟

5-     چرا مسئولین حج و زیارت و مرزبانی بازداشت نمی شوند ؟

 

....

بی خیال

هذا شقشقیه هدره ...

اگر پاسپورتت از ایران ناز است

در باغ شهادت باز باز است!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:30  توسط داوود   | 

بازی وبلاگی درباره ی اولین برنامه ای که بر اساس نظرات وبلاگ نویسان ساخته می شود

بسمه تعالی



درتاریخ دوم اردی بهشت 1388 به مناسبت  سالروز تصویب اساسنامه سپاه برنامه ای پخش شد که سعی داشت در قالب خود به سه سوال وبلاگ نویسان پاسخ دهد. البته یکی از این سوالات پاسخ خود را به علت کسر زمان در برنامه ندید و اینجا مطرح می شود:

سوالات مطرح شده در برنامه:

1-    ضرورت تشکیل ارگانی به نام سپاه چه بود و چرا با وجود ارتش نهادی موازی تشکیل شد.

2-    علت اصلی راه افتادن جنگ چه بود و چه کسی مقصر اصلی پیشروی خانمانسوز عراق بود

3-    چرا سپاه وارد سازندگی شده و چگونه پروژه هایی را اختیار می کند و نوع  گرفتن پروژه هایش چگونه است.

4-  آیا اساسا سپاه برای رفتار خود اعم از سازندگی ، فعالیت علیه گروه های راه انداز سایت های مستهجن و... دارای مجوز قانونی است؟

مصاحبه شوندگان:

1-    محسن رفیق دوست: وزیر سپاه اسبق (اولین)

2-    محسن دوزدوزانی فرمانده سپاه اسبق( اولین)

3-    رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس - جلالی

4-    نماینده مردم تهران - کوثری

5-     سوداگر – پژوهشگر مسایل استراتژیک و نظامی

6-    سردار سرتیپ حجازی – جانشین فرمانده کل سپاه

 

پاسخ های مطرح شده به اختصار:

1-  سپاه به خودی خود در اول انقلاب تاسیس شده بود و در قالب های متنوعی همچون کمیته ها ، پاسا، گارد انقلاب و غیره به کار می پرداخت. اما دولت موقت نیز در پی تاسیس سپاه بود نهایتا قرار می شود تا سپاه زیر نظر شواری عالی دفاع باشد تا از مساله ی تغییر دولت ها در امان بماند و نیز با اعلام اساسنامه ی مصوب خود شروع به کار می کند. در واقع ضرورت وجود ارگانی برای حفاظت از اصل و دستاورد انقلاب به خودی خود احساس می شد که با تشکیل شورای مرکزی سپاه منسجم شد.

2-  سپاه در آغاز ماهیتی اطلاعاتی داشت نه نظامی و این به دلیل آن بود که کشور دارای سازمان امنیت نبود و احتمال حمله ی نظامی هم مطرح نبود با این وجود سپاه قرار نبود وارد جنگ شود و بیشتر در قالب اطلاعات کشور به مبارزه با گروه هایی مثل خلق عرب کوموله ودموکرات کرد و جدایی طلب ها می پرداخت. این بیتشر به دلیل پیشینه ی ضد اطلاعاتی کسانی داشت که با رژیم قبلی مبارزه اطلاعاتی هم می کردند . راس ماجرا محسن رضایی بود که با مراجعه به بنی صدر اعلام می کند :              -«اطلاعات واصله از سپاه های استان های مرزی گویای این نکته است که عراق در حال ازدیاد و تجهیز نیروهایش در پشت مرز است و اگر ما ارتش را لب مرز نفرستیم جنگ قطعی است.  » اما بنی صدر پاسخ می دهد اگر شما تحریکش نکنین کاری نمی کند و قطعا حمله نمی کند زیرا موازنه قوا در جهان بین دو بلوک شرق و غرب بهم می ریزید و رضایی پاسخ می دهد: _« موازنه با انقلاب بهم ریخته و حضرت عالی گویا درک نمی کنین ایران الان جزو هیچیک از دوبلوک نیست و این حمله برای سرنگونی انقلاب است.» بنی صدر نمی پذیرد و در خواست اذغام ارتش و سپاه را می دهد که پذیرفته نمی شود.  سپاه معدود نیروهای خود در کردستان را به مرز می فرستد زیرا قبل از 31 شهریور عراق حمله های معدودی به پاسگاه ها می کرد برای ارزیابی قدرت ایران و نهایتا با این جمله که شش روز دیگر انقلاب اسلامی را سرنگون می کند به ایران حمله می کند و همان مقاومت 30 روزه شمعخانی در خرمشهر حاصل اعزام سپاهه. بنی صدر به رغم مشاهده ی حمله در طی 30 روز حاظر نمی شود بیش از 30 درصد از قوای ارتش را درگیر جنگ کند و همال وی باعث سقوط خرمشهر و حصر ابادان می شود. در این زمان سپاه تصمیم می گیرد با بسیج توده ی مردم وارد جنگ شود. باز بنی صدر مخالفت می کند و به ارتش دستور اکید می دهد از تجهیز و راهنمایی سپاه دست بکشد و در اقدامی عجیب سرهنگ صیاد شیرازی را با خلع درجه و سیلی محکمی از ارتش اخراج می کند! در این میان بحث صدور انقلاب در کشور ضعیفی مثل ایران خیلی نمی توانسته تاثیری در اغاز جنگ بگذارد و علت اصلی را شاید همین تغییر موازنه ی قوا بدانیم کما اینکه در پی پیروزی کفیدل در کوبا سقوط النده را شاهدیم . اما ایران به هیچ بلوکی وصل نیست تا در پی بده بستان سیاسی قضیه حل شود الان ایران برای خودش شخصیت بین المللی می خواهد

3-  اساسنامه سپاه اورا موظف کرده در مواردی مثل سیل زلزله و سازندگی به کمک دولت بیاید. سپاه دارای مهندسی رزمی پیشرفته و دستگاه های به روز بود و طبیعتاً امیدوار بودند بشود طرح های دور افتاده و خطرناک را به سپاه سپرد از جمله طرح لوله ی صلح که در خطرناک بودن آن این بس که سردار حاجلو در اسفند 1387 توسط ریگی سربریده شد. از وی دیگر سپاه طرح ها را از خارجی ها می گرفت و بین پیمانکاران داخلی تقسیم می کرد مثل طرح فاز 15 و 16 عسلویه و گاز کشی کرمان . در واقع بحث در بومی کردن این مساله بوده و اکنون سپاه در هیچ مناقصه ای که شرکت خصوصی ایرانی توانایی انجامش را اعلام و صلاحیتش احراز شده باشد شرکت نمی کند و قرارگاه قرب خاتم ´فقط" در مناقصاتی که رقیب خارجی هست وارد می شود.

4-  سپاه برابر اساسنامه ی مصوبه اش در قانون اساسی موظف است که در مباحث مربوط به امنییت از جمله انحرافات اخلاقی دخالت کند و به کمک نیروی انتظامی برود/

 

این مسایل آشکار و ضمنی در این برنامه و برنامه قبلی اش مطرح شد و فارغ از ادبیات پروپاگاندایش که لازمه کار است سعی شد به سه سوال پاسخ داده شود حالا برای سری بعد  دعوت می شود تا وبلاگ نویسان علاوه بر طرح نظر خود درباره ی پاسخ های طرح شده سوالات خود را طرح کنند به عنوان مثال در برنامه بعدی این سوال مطرح می شود که: چرا از 1361 به بعد جنگ ادامه یافت. برای رسیدن به اینجا خیلی زحمت کشیدیم پس دعوت می شود از:

1-    خرچنگ زاده در غربت

2-    کمانگیر

3-    پویا شوقی

4-    دادابیس

5-    خیزران

6-    آهستان

7-    کانفورمیست

8-    الیاس

9-    نازلی

10-   همه کسانی که فکر می کنند سوالی دارند . و بالاترینی هایی که می توانند بدون فحاشی تحلیل کنند موضوع را


مطمئن باشین مطرح می شود. ضمن اینکه من مطرح کردم طرح برنامه زنده که از روی فرند فید بشود سوالات را برداشت کرد آنلاین منتها در همکاری شما ممکن است ولاغیر

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:41  توسط داوود   |